مغز چگونه درک از خود را ایجاد می‌کند؟

عدم توانایی ما در تقلید از ذهن دیگران می‌تواند به مشکلات مختلف ذهنی مانند عدم همدردی با دیگران یا حتی بدگمانی به افکار دیگران و درک شکننده‌ از خود بیانجامد. یکی از پیچیده‌ترین سازگاری‌های مغز انسان همو‌اره توانایی تفکر در مورد ذهن دیگران است. معمولاً این توانایی با تکنیکی به نام فرآیند باور اشتباه (false belief task) توسط روان‌شناسان تجربی ارزیابی می‌شود.

نحوه ارزیابی فرآیند باور اشتباه به این صورت است که سوژه در یک اتاق به شریک زندگی خود که در حال مخفی‌کردن یک شیء در جعبه است نگاه می‌کند، سپس شریک از اتاق خارج می‌شود و محقق این شیء را در جلو چشم سوژه از جعبه بیرون می‌آورد و در یک جای دیگر مخفی می‌کند. وقتی که شریک به اتاق بازگشت، فکر می‌کند که شیء همچنان در جعبه است، اما سوژه می‌داند که شیء در جعبه نیست. بنابراین این آزمایش به سوژه کمک می‌کند که باور اشتباه شریک و باور درست خود را در ذهن داشته باشد.

دانشمندان علوم اعصاب در چند سال اخیر با کمک تئوری شبیه‌سازی به ذهن‌خوانی پرداخته‌اند. این تئوری ثابت می‌کند که وقتی‌ من خودم را جای شما می‌گذارم، مغزم سعی می‌کند محاسبات داخل مغز شما را تقلید کند؛ آن‌ها می‌گویند اگر کسی ببیند فردی دیگر پاداشی مانند غذا یا پول دریافت می‌کند، فعالیت مغزی او در صورت دریافت پاداش عملکردی مشابه با آن فرد خواهد داشت. اما اگر مغز من از محاسبات مغز شما تقلید می‌کند، چگونه بین ذهن خودم و شبیه‌سازی ذهن شما تمایز قائل می‌شود؟

بسیاری از دانشمندان علوم اعصاب معتقد هستند که خطای پیش‌بینی یک واحد اساسی از محاسبات در مغز است. هر یک از خطاهای پیش‌بینی با الگوی خاصی از فعالیت در مغز مرتبط است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مغز از الگوهای مشخص فعالیت برای خطاهای پیش‌بینی و خطاهای پیش‌بینی شبیه‌سازی‌شده استفاده می‌کند. در نتیجه فعالیت مغزی مشمول اطلاعاتی می‌شود که هم در جهان بیرون اتفاق می‌افتد و هم کسانی که به این جهان می‌اندیشند. این ترکیب منجر به درک ذهنی از خود می‌شود.

بر اساس نتایج آزمایشات انجام‌شده می‌توان انسان‌ها را به نحوی آموزش داد که برای خود و دیگران الگوهای مغزی متمایزتر یا هم‌پوشاتر بسازند. وقتی تمایز الگوها بیش‌تر باشند، فرد در جداسازی افکار خود از افکار شریک بهتر عمل می‌کند و در مقابل وقتی همپوشانی الگوها بیش‌تر باشند، فرد در جداسازی افکار خود از افکار شریک بدتر عمل می‌کند. بنابراین مرز بین خود و دیگران در مغز ثابت نیست، بلکه انعطاف‌پذیر است. مغز می‌تواند این مرز را با آموزش تغییر دهد.

Pooya Jafari / پویا جعفری

منبع